تبليغاتX
دل من

 

 

دل من

با خدا باش تا خدا با تو باشد

           
   
  چشم من

سلام...

چشم من بيا منو ياري بکن ... گونه هام خشکيده شد کاري بکن

غير گريه مگه کاري ميشه کرد ... کاري از ما نمي ياد زاري بکن

تا قيامت دل من گريه مي خواد

هر چي دريا رو زمين داره خدا ... با تموم ابراي آسمونا

کاشکي مي داد همه رو به چشم من ... تا چشام به حال من گريه کنن

تا قيامت دل من گريه مي خواد

قصهء گذشته هاي خوب من ... خيلي زود مثل يه خواب تموم شدن

حالا بايد سر رو زانو بذارم ... تا قيامت اشک حسرت ببارم

دل هيشکي مث من غم نداره ... مث من غربت و ماتم نداره

حالا که گريه دواي دردمه ... چرا چشمم اشک شو کم مي ياره

خورشيد روشن ما رو دزديدن ... زير اون ابراي سنگين کشيدن

همه جا رنگ سياه ماتمه ... فرصت موندنمون خيلي کمه

تا قيامت دل من گريه مي خواد

سرنوشت چشاش کوره نمي بينه ... زخم خنجرش مي مونه تو سينه

لب بسته، سينهء غرق به خون ... قصهء موندن آدم همينه

 تا قيامت دل من گريه مي خواد

2 نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 2:57 بعد از ظهر توسط رضا | 

 
سلام

سال نو مبارک ان شاالله سال خوبی برا همه باشه.

این دفعه شعر زبیت از زنده یاد عمران صلاحی نوشتم که خیلی دوسش دارم.

به زبان خودشان

با درختی که زند سر به فلک
به زبان مِه و ابر
به زبان لجن و سایه و لک
به زبان شب و شک حرف مزن

با درختان برومند جوان
به زبان گل و نور
به زبان سحر و آب روان
به زبان خودشان حرف بزن

تهران - 13/5/59

2 نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 ساعت 3:25 بعد از ظهر توسط رضا | 

  غم
سلام

بعد از مدتی بازم هم نوشتم...

2 نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 ساعت 11:13 بعد از ظهر توسط رضا | 

  فرشته ها
به نام خدا

سلام:

- هيچ وقت نخواسته ام جاي فرشته اي باشم که تاريخ را مينويسد.
روزهاي تکراري، داستانهاي تکراري، سرنوشتهاي تکراري .
بيچاره فرشته ...
روز آخر، تمام يادداشتهاي او ، کوچکترين نقطه عالم را هم پر نخواهد کرد.

- وقتي اميد در بهشت نيست، پس براي زمين معجزه است. و من هنوز با «اميد» زنده ام.

2 نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 ساعت 4:4 بعد از ظهر توسط رضا | 

  يا عباس علمدار
سلام

با عرض تسليت به مناسبت ايام سوگواري سالار شهيدان اباعبدالله الحسين (ع) و شب شهادت عباس علمدار

عباس علمدار

 

2 نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387 ساعت 2:6 قبل از ظهر توسط رضا | 

  شب یلدا
سلام

شب یلداتون مبارک

شب يلدا

2 نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387 ساعت 8:33 بعد از ظهر توسط رضا | 

  فقط همین...
  بازم سلام و اما

همین

2 نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387 ساعت 11:21 قبل از ظهر توسط رضا | 

 
سلام

ما از تبار شبنم و آهیم
یک لحظه ایم ! کوتاه کوتاهیم
با گریه ی مهتاب می آییم
با خنده ی خورشید می میریم
خطی میان آه تا دم
آه ... آدم

این مطلب رو به یاد دوست عزیزمون وبلاگ taravatebaran نوشتم.

reza kh

 

2 نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387 ساعت 9:45 قبل از ظهر توسط رضا | 

  صبوری

نوش دارو

2 نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 ساعت 8:33 بعد از ظهر توسط رضا | 

  تا بی نهایت
سلام

از تمام دوستانم ممنونم که با ایمیل ها و پی ام های خودشون همیشه کنار ما هستن و ممنونم از نظرات عزیزان

این چند روزه گرفتار بودم به همین علت نآپیدیم

2 نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387 ساعت 12:9 بعد از ظهر توسط رضا | 


   

This Template Designed by: دل من. All rights reserved.