2
نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 12:32 بعد از ظهر توسط رضا |
به یاد فریدون
سلام
فقط همین...
وصیتنامه فریدون فروغی
*این را بر سنگ قبرم بنویسید*
زندگی را دوست داشت ولی آن را نشناخت مهربان بود ولی مهر نورزید طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد در آبگیر قلبش جنب و جوشی بود ولی کسی بدان راه نیافت در زندگی احساس تنهایی می نمود ولی هرگز دل به کسی نداد و خلاصه بنویسید: زنده بودن را برای زندگی دوست داشت نه زندگی را برای زنده بودن…
2
نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 9:18 بعد از ظهر توسط رضا |
فراموشی
سلام
دوباره بعد از چند وقت اومدم ولی...
هيچ کس اشکي براي ما نريخت ... هر که با ما بود از ما مي گريخت ... چند روزي است حالم ديدنيست... حال من از اين و آن پرسيدنيست... گاه بر روي زمين زل مي زنم... گاه بر حافظ تفاءل مي زنم... حافظ ديوانه فالم را گرفت... يک غزل آمد که حالم را گرفت ما زياران چشم ياري داشتيم... خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 3:41 بعد از ظهر توسط رضا |
یا علی
اول دفتر به نام کردگار آن که باشد خالق و آمرزگار
میکنم حمد و سپاس آن کریم انکه نامش هست رحمان و رحیم
بعد نعت کردگار لا مکان میکنم مدح شه آخر زمان
هست نامش رحمت للعالمین در قیامت ان شفیع المذنبین
میلاد حضرت علی(ع) مولود کعبه بر همگان مبارک
بعد از چند ماه به یمن تولد مولایم موفق به آپدیت شدم دوباره سلام میکنم
2
نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 8:2 بعد از ظهر توسط رضا |
سلام
با دلي سرشار از اميد دوباره من اومدم بعد از چهار ماه الان هم خوشحالم كه دوباره سراغ دفتر كوچيك خودم اومدم .اول سال نو رو تبريك ميگم و بعد هم ميگم علي پشت و پناهتون
من آن گلبرگ مغرورم
که می میرم ز بی آبی
ولی با خفت و خواری
پی شبنم نمی گردم
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 3:31 بعد از ظهر توسط رضا |
به نام خدا
با سلام به همه ی دوستان خوب امید است حال تمام شما خوب باشه دو ماه پیش بدلیل اعزام به خدمت از شما دور شدم ولی شکر خدا این دوران هم تموم شد و من دوباره برگشتم
هیچ کس در دل تاریکی شب با چراغی به سراغم نرسید
هیچ کس موقع پژمردن فصل با گلی تازه به باغم نرسید
هیچ کس بازو به بازویم نداد ای روزگاز گل پریشان شد زمستان شد بهار
از جوانی نیست چیزی یادگار
هیچ کس این روزها همدرد و هم پیمانم نشد
آگه از درد من و دلسردی سازم نشد
باد زیر بال پروازم نشد
تا مجالی دیگر
یا علی.
2
نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 11:15 قبل از ظهر توسط رضا |
سلام خدانگهدار
سلام
امیدوارم حال تمام دوستان خوب باشه اومدم که بگم من تا یکی دو ماه دیگه نمیتونم آپ کنم بعد از اون هم اگه زنده بودیم ایشالا یه آپ زیبا با کلی حرف دوباره میام
ما رو فراموش نکنید از دعای خیرتون
نه در پي تاجرانم :كه در بازار تجربه اي فرداي خود را حراج مي كنند نه مشتاق زهدم : كه در اضطراب گناه ناكرده اي بزم حال را انكار مي كنند نه همسفره عابدانم : كه هستي را به گناه كوچكي زنداني كرده اند من از تبار عاشقانم آنان كه به بام معرفت ميروند ودر شكوه هماغوشي آفتاب و باران تولدي دوباره مي يابند
تا دیداری دیگر یا عـلــی
2
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 12:33 بعد از ظهر توسط رضا |