|

تکه ابري شدم در اسمان قلبم
خواستم گذر کنم از غم و سياهي
وقتي اسمان دلم ابري شد
باراني باريدم بر اوج محبت
ناگهان از ابري چکيدم بر دريچه محبت
از اوج قلبم تا محبت قطره قطره عشق باريدم
باران محبت چه زيباست
که مي شويد کينه ها را
حالا که من باران محبت باريدم
قلبم چه زيبا و با صفا شده
اگر در اغاز ابري سياه امد در دلم
ولي باراني باريد از جنس عشق
باراني از جنس محبت در سراي سينه ام
اي ابر سياه بر دل عاشقان ببار
تا بشويي کينه ها را و قصه ها را
باران محبت نثار همه قلبهاي عاشق
و اين بود باران محبت که تقديم همه عزيزان شد |